تکاپوی بابا مهدی و مامان زهرا برا ساختن اتاق خانم بهار ....
به به به به به سلااااااااااااااااااااااااام ی دونه دختر ماماااااااااااااان
قند عسل شعر و غزل نمکدونم خوبی؟
الهی مامان فدای تک تک تکون خوردنات بشع خوجل خانوم دلبر
وای ک مامانی و بابایی دیگه دارن از دوریت تلف میشن از بس الکی سر تو دعوا کردن و ب نتیجه نرسیدن زودی بیا دیه مامانی جونه
دخترم همونطور ک برات نوشته بودم
قرار بود ک خونمون جا بجا کنیم برا اتاق دخملمون ولی نشد فدا خونه هم پیدا شد ولی بنا بر شم اقتصادی منو و بابا مهدی تصمیم بر ماندن شد فدا فعلا میمانیم ولی نگران نباش همه چی ب نفع تو تموم شد دخملم
اتاق خواب خودمونو جمع کردیم و عرصه رو خالی کردیم برا بهار خانوممممممم فقطی کمد از منو و بابایی موند اونو دیگه لطف کن مامانی اجازه بده بمون تا ی 5 شیش ماه دیگه میریم ی خونه بزرگ تر و رفع زحمت میکنیم از اتاق شما
دیگه تو این چند روز ک طول کشید و نتونسم بیام جونم برات بگه مادر خونه رو خونه تکونی کردیم ک نه کردش بابایی
البته منو تو هم بیکار نبودیم مام مشغئول خوردن بودیم بابا رو تشویق میکردیم شبم ک میشد ما خسته تر از بابایی زودتر خوابمون میبرد
حالا هی بابایی مراعات منو میکنه بخاطر تو ولی ای جوشمو داره فک کنم بدنیا بیای بزنه له م کنه
شوخی میکنم خداییش نمیزاره دس ب سیاه و سفید بزارم فداششم
البته هنو کلی از کارامون مونده اخه وقت نمیکنیم بابا سر کاره سه میاد تا یکم کار کنیم از انجایی ک مامان حال غذا درست کردن نداره 6 ب بعد بطور خودکار میریم خونه یکی از مامانجونا
نه ک تنل باشه ها نه چون بارداره نمیتونه اصلا یهو فک نکنی قبل حاملگی هم غدا درس نمیکرده ها
ولی تا یکی دورو ز دیگه بابایی قول داده کارامون تموم شه و سیسمونی خانم بهارمو بیارییییییییییییییم هوراااااااااااا
تو این هفته دیگه مامانی فضه تقریبا همه چی رو تکمیل کرد و برات خرید همه هم خوشگل و مااااااااااه و دلبر دسششششش در نکنه ک انقده ماهه این مامانی
فک کنم تا توئ بیای مامانی همشو خراب کنم از بس نگاشون میکنم البته بابایی از من بد تره ها ....
نمیدونی چ چیزایی خوشگلی برات خریدیم خیلی ماهنننننننننننننننننننن خیلی عکس همشونو برات تک تک میزارم قربونت بشم 
کی بشه بیای و تک تک شونو تنت کنم و بدم بازی کنی با وسایلبت و مامانی قربون صدقت برم ![]()


تکاپوی بابا مهدی و مامان زهرا برا ساختن اتاق خانم بهار ....
